تبليغاتX
L0Ve T0 SeE y0U cRy - عزیز من !

L0Ve T0 SeE y0U cRy

دوست دارم تو رو ببینم در حالیکه گریه میکنی

عزیز من !

عزیز من !   

به یادم هست که روزی ، مصرانه به تو می گفتم " ما هرگز خسته نخواهیم شد

 ...هرگز..."اما مدتی است پی فرصتی می گردم شیرین تا به تو بگویم : ما نیز خسته می شویم و خسته شدن حق ماست . این که خسته می شویم و از نفس می افتیم و در زانو هایمان دردی حس می کنیم ، مساله یی نیست ، مساله این است که بتوانیم زیر درختی کنار جوی ایی ، روی تخته سنگی ، در کنار هم بشینیم و خستگی از تن و روح بتکانیم . خسته نشدن ، خلاف طبیعت است همچنان که خسته ماندن .

دیگر نمی گویم که " ما ، تا زنده ایم خسته نخواهیم شد " . بله می گویم ما هرگز خسته نخواهیم ماند  انسان ، در این راه دراز ، با این کوله بار سنگین ، حق است که گهگاه ، در اعصاب و عضلات خود احساس کوفتگی کند . عیبی نیست . مهم این است که بتواند جایی برای نشستن ، سفره گستردن ، سر بر بالش محبت نهادن ، به تحلیل درد و خستگی پرداختن ، انتخاب کند و بعد زنده تر از پیش ، تازه نفس و سرشار ، حرکت کند .

 

عظمت ، در یکنواختی حرکت نیست ، در تداوم حرکت است ، در باقی ماندن میل به حرکت ، در ایمان به حرکت ، و بازگشت به حرکت .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/03/10ساعت 23:44  توسط 30YAVASH  |