گل من گریه.......
گل من گریه مکن:

که در آئینه اشک تو غم من پیداست
قطره اشک تو داند که غم من دریاست
سخن از اشک نخواه که سکوتت گویاست
از نگه کردنت احوال تو را می دانم
دل غربت زده ات بینوایی تنهاست
من وتو می دانیم چه غمی در دل ماست
گل من گریه مکن:
اشک تو صاعقه است
تو به هر شعله چشمان ترم می سوزی
بیش از این گریه مکن
که بدین غم زدگی بیشترم می سوزی
گل من گریه مکن:
دل به امید ببند ناامیدی کفر است
چشم ما بر فرد است ز تبسم مگریز
درد پنهان تو در باغچه و لب زیباست
{گل من گریه مکن}![]()
